
آتش بزن من را بسوز پروانه کن پروانه تر آتش مرا مستم کند بیگانه از بیگانه تر آتش بزن من را بسوز هم جان و این تن را بسوز آهم بده ، جانم بده ای از همه ارزنده تر آتش اگر هیچم کند بیگانه از خویشم کند دیگر نبینندم اثر جز یک منه پاینده تر آتش بزن پروانه را هم ساغر و میخانه را آهم بده ، جانم بده دیوانه کن دیوانه تر آتش بزن این خسته را این بال و پر بشکسته را آتش پر و بالم دهد این از همه افتاده تر آتش بزن من را بسوز هم جان و این تن را بسوز آتش گلستانم کند این از گلستان مانده تر شعر از دوست خوبم مرتضی یوسف پور موضوعات مرتبط:برچسبها: آتش نشانان, حسین بهرمن, مناجات با خدا, مرتضی یوسف پور, شعر آتش نشا...
ادامه مطلب